عزیزان پاره ی زخم مرا ققنوس می فهمد
تمام درد دلهای مرا فانوس می فهمد
صداقت آه! باور کن صداقت سالها مرده است
دگر آیینه هم آیینه را معکوس می فهمد
مگو افسوس! آخر این دل آسوده احوالت
کجا درد مرا با گفتن افسوس می فهمد
ببین بر ساحل طوفانی چشمت چه تنهایم
حبابی خسته را کی موج اقیانوس می فهمد
اگر چشم و دلی باشد همین یک جلوه هم کافی ست
دل حیران خدا را از پر طاووس می فهمد
و می دانم تو روزی بادل من انس می گیری
بلی اندوه انسان را دلی مانوس می فهمد
در این هنگامه ی ابری که شب هم بی تو دلگیر است
تمام درد دلهای مرا فانوس می فهمد!
برچسب: چه کسی می فهمد,
نویسنده: داریوش مرادی